السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
402
تفسير الميزان ( فارسي )
و ليكن لسان صدق به معناى ذكر جميل و ثنا بودن خيلى روشن نيست و نيز آن قول ديگر كه مىگفت دعاى مورد بحث به معناى همان دعايى است كه در سوره بقره از آن جناب نقل شده درست به نظر نمىرسد ، چون يكى بودن آن دعا و اين دعا نيز خيلى روشن نيست . * ( « وَاجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ » ) * در اينكه وارث جنت نعيم شدن چه معنا دارد ؟ گفتارى در تفسير آيه « أُولئِكَ هُمُ الْوارِثُونَ » « 1 » گذشت . * ( « وَاغْفِرْ لأَبِي إِنَّه كانَ مِنَ الضَّالِّينَ » ) * اين جمله حكايت استغفار آن جناب است براى پدرش ، بر حسب وعده اى كه قبلا به پدرش داده و فرموده بود : « سَلامٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي » « 2 » و هيچ بعيد نيست كه از آيه « وَما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لأَبِيه إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاه فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَه أَنَّه عَدُوٌّ لِلَّه تَبَرَّأَ مِنْه » « 3 » استفاده شود كه دعاى آن جناب در جمله مورد بحث هنگامى بوده كه هنوز پدرش زنده بوده است . بنا بر اين معناى آيه چنين مىشود كه : پدرم مدتى قبل از اين دعا از گمراهان بود . * ( « وَلا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَلا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّه بِقَلْبٍ سَلِيمٍ » ) * كلمه « خزى » - به كسر خاء و سكون زا - به معناى يارى نكردن كسى است كه از طرف ، اميد يارى دارد ، و ضمير در كلمه « يبعثون - مبعوث شوند » به « ناس - مردم » بر مىگردد ، خواهى گفت : گفتگويى از مردم به ميان نيامده و كلمه ناس قبلا ذكر نشده بود تا ضمير به آن برگردد ، مىگوييم بلى حق با شماست و ليكن همين كه از خارج بدانيم كه مرجع ضمير چيست كافى است . و از اينكه آن جناب از پروردگار خود مسألت نمود كه او را در روز قيامت « خزى » نكند ، فهميده مىشود كه در آن روز هر انسانى محتاج به يارى خدا است ، و بنيه ضعيف بشرى تاب مقاومت در برابر اهوال و هراسهايى كه آن روز با آنها مواجه مىشود ندارد ، مگر آنكه خدا او را يارى و تاييد كند . كلمه « يوم » در جمله * ( « يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَلا بَنُونَ » ) * ظرفى است كه به عنوان بدل از يوم در جمله * ( « يَوْمَ يُبْعَثُونَ » ) * آمده .
--> ( 1 ) سوره مؤمنون ، آيه 10 و 11 . ( 2 ) سلام بر تو به زودى از پروردگارم برايت طلب مغفرت مىكنم . سوره مريم ، آيه 49 . ( 3 ) استغفار ابراهيم براى پدرش نبود مگر ناشى از قرارى كه به وى وعده داده بود ، پس همين كه معلومش شد كه وى دشمن خدا است ، از او بيزارى جست . سوره توبه ، آيه 114 .